درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
az adame bi mareft mo0tenaferam
سه شنبه 30 مهر 1392برچسب:, :: 15:53 :: نويسنده : soogoli
عزیزم دو تا توصیه مهم برای زندگی سالم دو تا توصیه مهم برای زندگی سالم دیگه به من زنگ نزن مرا اینگونه باور کن : سه شنبه 30 مهر 1392برچسب:, :: 15:43 :: نويسنده : soogoli
ﺁﯾﺎﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﺩﺳﺘﺖ ﻟﻤﺲ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﺷﯿﻄﺎﻥ >ﺧﺸﻤﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﺩﻭﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺭﺍﺑﺎﺯﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ
>ﮐﻨﺪ،ﻭﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺴﻢ ﺍﻟﻠﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ ﺍﺯﭘﺎﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ ﻭﻫﻨﮕﺎﻣﯽ
>ﮐﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﮐﺮﺩﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭﯾﺶ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ،ﻭﺁﯾﺎﻣﯽ
>ﺩﺍﻧﯽ ﺍﮔﺮﻓﮑﺮﮐﺮﺩﯼ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻡ ﺭﺍﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺑﻔﺮﺳﺘﯽ ﭘﺲ
>ﺷﯿﻄﺎﻥ ﮐﻮﺷﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻮﺭﺍ ﺍﺯﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﺎﺯﺩﺍﺭﺩ،ﺁﯾﺎ
ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻡ
>ﺩﺭﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ… ﺍﯾﻦ ﺩﻋﺎ ﺭﺍ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ
>ﭼﻄﻮﺭ ﻏﻢ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﺳُﺒﺤﺎﻥَ ﺍﻟﻠﻪ ﯾﺎ ﻓﺎﺭِﺝَ ﺍﻟﻬَﻢّ ﻭَ ﯾﺎ
>ﮐﺎﺷِﻒَ ﺍﻟﻐَﻢّ ﻓَﺮِّﺝ ﻫَـﻤّﯽ ﻭَ ﯾَﺴّﺮ ﺍَﻣﺮﯼ ﻭَ ﺍﺭﺣِﻢ ﺿَﻌﻔﯽ ﻭَ ﻗِﻠَـّﺔَ
>ﺣﯿﻠَﺘﯽ ﻭَ ﺍﺭﺯُﻗﻨﯽ ﺣَﯿﺚَ ﻻ ﺍَﺣﺘَﺴِﺐ ﯾﺎ ﺭَﺏَّ ﺍﻟﻌﺎﻟَﻤﯿﻦ ﺣﻀﺮﺕ
>ﻣﺤﻤﺪ ) ﺹ ( ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻋﺎ ﺑﺎﺧﺒﺮ
>ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﯾﺶ ﮔﺸﺎﯾﺶ ﭘﯿﺪﺍ
ﻣﯿﮑﻨد
>
یک شنبه 28 مهر 1392برچسب:, :: 22:10 :: نويسنده : soogoli
هشداري مهم و فوري: دختري با اعضاي بي حرکت و جامد صبح از خواب بيدار شد،او سعي کرد اعضاي بدنش را حرکت دهد ولي عاجز ماند، خانواده اش هراسان شدند و او را به بيمارستان منتقل کردند، و بعد از انجام آزمايش و عکسهاي مورد نياز نتيجه اينگونه بود که اين دختر در معرض موجهاي برقي خطرناکي قرار گرفته و همچنين سر اين دختر پر از اشعه است... علت ترسناک و عجيبي داشت، زيرا که او موقع خوابيدن، موبايل خود را زير بالشت خوابش مي گذاشت... هم اکنون اين دختر در بيمارستان خصوصي بستري است. پزشکان بيمارستان ذکر نمودند که گذاشتن موبايل در اتاق يا شارژ نمودن مکرر موبايل در اتاق خواب به هنگام خوابيدن منجر به اين وضعيت خطرناک و باعث از بين رفتن برخي از سلولهاي مغز ميشود.
یک شنبه 28 مهر 1392برچسب:, :: 22:7 :: نويسنده : soogoli
خب دوستان خوبم ساعاتی هم با دوستان مجازی بودن د نیست پس پیشنهاد میکنم که بی گیو چت حتما سر بزنید دوشتون دالمم
www.giochat.ir
شنبه 27 مهر 1392برچسب:, :: 22:38 :: نويسنده : soogoli
سلام دوستان
یک موضوع جدّی: به نظرتون چرا دیگه هیچ کس حاضر نیست که اسم بچهاش رو «غضنفر» بزاره؟! (غضنفر: شیر، مرد با صلابت، شجاع؛ از القاب امیرالمؤمنین علیه السلام)
بله، چون اینقدر توی جک هامون غضنفر رو مسخره کردیم که میترسیم وقتی بچهمون بزرگ بشه همه بهش بخندن
چرا بعضیها به نامهای مبارک امامان نهم و دهم میخندن؟!
چون هرجا معتادی بود اسمش رو میذاشتیم «نقی» (= پاکیزه و تمیز) یا «تقی» (= با تقوا و پرهیزگار) و اصلا هم حواسمون نبود که چه غلطی میکنیم
اگر تونستید به من بگید که چرا به اجناسی که از مد افتاده میگیم «جواد»؟!!! مگه بین «جواد = بخشنده و با سخاوت» و از مد افتادن یک جنس رابطهای هست؟
چه کسی اولین بار جکهای اصغری و اکبری رو ساخت؟ منظورش چی بود؟
شما را به خدا و خواهش میکنم که دیگه این کارها رو نکنید که بقیه هم جرأت نکنند که مقدّسات ما رو مسخره کنند و هرکس هم این کار رو کرد لااقل یه تذکر زبانی مؤدبانه بدید.
شنبه 27 مهر 1392برچسب:, :: 22:24 :: نويسنده : soogoli
تنها رقاصانی که هیچ وقت به جهنم نمیروند بندری ها هستند ﺑﺎ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﻣﻴﮕﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﻡ ﺑﻪ ﺗﻠﻪ ﻧﺪﺍﺩﻡ! ﻻﻣﺼﺐ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﺗﻠﻪ ﺍﻱ!!
*** آدمایی که زیاد میخوابن تنبل نیستن انگیزه ای واسه بیدار بودن ندارن وگرنه شما بگو فردا ساعت ۵ صبح بریم شمال، کیه پانشه ! *** یکی از دلایلی که من نرفتم المپیک اینه که خونوادم حوصله مهمون و دوربین صداوسیما تو خونمون رو نداشتن *** شناگر ایران بین هشت نفر شیشم شده !! بعد مربی شنای ایران میگه فراتر از حد انتظار ما ظاهر شده !! لامصب انتظار داشته یارو غرق شه ؟!! *** تعداد مدالهایی که چین میاره, خیلی به تعداد ورزشکاراش تو المپیک ربط نداره, شما فک کن یه میلیارد و نیم آدم برات دعا کنن؛ دفعه اولتم باشه بازی میکنی, اقلن نقره رو میاری….. *** دعای آخر شب :خدایا به من قدرتی عطا فرما که بتونم کامپیوترو شاتدان کرده و بکپم! *** اگه توی المپیک رشته ی دانلود استقامتی وجود داشت، الان یه طلا داشتیم قطعن! شنبه 27 مهر 1392برچسب:, :: 22:22 :: نويسنده : soogoli
شنبه 27 مهر 1392برچسب:, :: 22:20 :: نويسنده : soogoli
شنبه 27 مهر 1392برچسب:, :: 22:16 :: نويسنده : soogoli
خیلی دیر شده ومن فکر می کنم دیگر وقت رفتن شده زمان هزار بار هم که بنوازد من از تو دور مانده ام ...آنقدر دور که مرا نمی بینی ومن هرروز که در آیینه نگاه می کنم تورا به یاد می آورم که می گفتی :بهار چقدر خسته به نظر می رسی تو بی من طاقت نمی آوری...پیر می شوی دختر ؛دل بکن بیا از اینجا برویم ... حق با تو بود پیر شده ام درست بعد ِلحظه لحظه نبودنهایت... می بینی ؟!...
هرشب که آغوشم مکدر شد ؛از درد های مزمن بیکار
له می شدم اما نمی دیدی؛ درد مرا بر شانه ی دیوار
حک میکنی ذهن مرا در خود ؛تا باز هم با من بیامیزی
حسی شبیه من نداری ؛نه !در عشق رعشه می زنی هربار
زل می زنم... زل می زنی بر من...توی اتاقی که شبش خواب است
با سایه ام تا صبح می خوابم ,با سایه ایی شکل تو بلاجبار
برگردنم هی بوسه خواهی زد ؛سر می روم از زندگی هرشب
حسِ علاقه عادت من بود ...این بوسه را در خاطرت بسپار
تردید دارم دوستت دارم !بالا بیاور عشق را تفکن ...
فردای پاکم را نمی خواهم ,من خسته م از روزه ی شک دار
ازشعرهایم سخت بیزاری ،از حرفهایت سختدلگیرم ...
این اعتماد لعنتی مرده است ؛با یک نگاه مرده ی بیمار
زن بودنم حس قشنگی نیست...زن بودنم یعنی هجوم درد
از دست هایت دور خواهم شد،از دستهای خسته ی تب دار
دارد نگاهت می کند یک زن ؛دارد نگاهم می کند مردی ...
گم میشوم در رفتنت از دور ؛در طعم تلخ پاکتی سیگار
من مست در این آسمان گیج ؛یک مشت قرص مزمن بیکار
می ترسم از این روزگار مست؛می ترسم از آغاز یک تکرار
بن بست هایت را نخواهی برد...می پیچم از دردی درون خود هی مشت می کوبم به این دیوار ...
هی مُــــــــــشت می کـــــــــــوبم به این
دیـــــــــــــــوار...
شنبه 27 مهر 1392برچسب:, :: 21:57 :: نويسنده : soogoli
ديدين بعضيا اسم خودشون و ( به قول خودشون ) مخاطب خاصشون رو حرف اولش رو مي نويسن مثلن مي نويسن A&B حالا بايد براي بعضيا اينجوري نوشت K&J&W&A&G&P&T&D&G&Q&H&L&... فیزیک كنكور : سرعت نور چه قدر است؟ 1- بد نیست 2- خوب است 3- الحمدالله 4- تو خوبی شما یادتون نمیاد... عاقا بالخره اتفاقی که نباید میوفتاد افتاد...کلیپس دختر همسایمون گیر کرد به سیم برق توی کوچه برقای کل محلمون رفت...زنگ زدیم اداره برق بیاد وصﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻥ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ
شنبه 27 مهر 1392برچسب:, :: 21:41 :: نويسنده : soogoli
شلام بر دوستان کتاب خونم امیدوارم خوب و موفق و سربلند باشد راستی دوستان من کتاب کیمیاگر،دزیره ،سیاهچاله رو هم بخونید دوشتون دالمشنبه 27 مهر 1392برچسب:, :: 21:33 :: نويسنده : soogoli
جمعه 26 مهر 1392برچسب:, :: 1:16 :: نويسنده : soogoli
جمعه 26 مهر 1392برچسب:, :: 1:13 :: نويسنده : soogoli
احساس موفقیتی رو که بعد از کشتن یه پشه دارم ، ﻣﻦ ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﻓﺘﯽ ایرانی جماعت یه جور از جمعه و بعد از ظهراش آه و ناله میکنه امروز دست خط خودمو بردم دارو خونه … جمعه 26 مهر 1392برچسب:, :: 1:5 :: نويسنده : soogoli
گاهی لب های خندان بیشتر از
|